السيد الطباطبائي
75
مجموعه رسائل ( فارسى )
و در نهج البلاغه چنين آمده است : إنّ قوماً عبدوااللَّه رغبةً ، فتلك عبادة التجّار ، وأنّ قوماً عبدوااللَّه رهبةً ، فتلك عبادة العبيد ، وأنّ قوماً عبدوا اللَّه شكراً ، فتلك عبادة الأحرار . « 1 » و در كتاب علل و مجالس و خصال به طور مسند از « يونس » از امام صادق عليه السلام روايت شده كه فرمودند : إنّ الناس يعبدون اللَّه على ثلاثة أوجه ، فطبقة يعبدونه رغبة في ثوابه ، فتلك عبادة الحرصاء وهو الطمع ، وآخرون يعبدونه خوفاً من النار ، فتلك عبادة العبيد ، وهى رهبة ، ولكنّي أعبُدُه حبّاً له عزّوجلّ ، فتلك عبادة الكرام ، لقوله عزّوجلّ : « وَ هُمْ مِنْ فَزَعٍ يَوْمَئِذٍ آمِنُونَ » ولقوله عزّوجلّ : « قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ » ، فمن أحبّ اللَّه عزوجل أحبّه اللَّه . « 2 » در كتاب مناقب روايت شده است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله چندان مىگريست كه از خود بىخود مىگشت و به او مىگفتند آيا چنين نيست كه خداوند تمامى گناهان شما را از گذشته وآينده بخشيده است ؟ مىفرمودند : آيا بندهاى سپاسگزار نباشم ؟ : « أفلا أكون عبداً شكوراً ؟ » . مىگويم : بازگشت شكر وحبّ ، به يك چيز است ، زيرا شكر ، يعنى ستايش جميل
--> ( 1 ) . گروهى خدا را از روى طمع مىپرستند و اين عبادت سوداگران است و گروهى خدا را از روى بيم و ترس مىپرستند و اين عبادت بردگان است و دستهاى خدا را از سر شكر و سپاس پرستش مىكنند و اين عبادت آزادگان است ( 2 ) . همانا مردم خدا را سه گونه مىپرستند : دستهاى او را براى رسيدن به ثواب مىپرستند ، اين عبادت آزمندان است و اين طمع است و ديگر دستهاى هستند كه خدا را از بيم آتش پرستش مىكنند و اين عبادت بردگان است و اين ترس است ، و اما من او را از سر دوستى مىپرستم و اين عبادت بزرگواران است چون خدا فرموده است : « و آنان از درد و فشار امروز در امان هستند » . و باز فرموده است : « بگو اگر خدا را دوست داريد مرا پيروى كنيد تا خدا شما را دوست بدارد » ، پس هر كس كه خدا را دوست داشته باشد خدا نيز او را دوست خواهد داشت